× این مدت درگیر اسباب‌کشی بودیم و ماهیت اسبا‌کشی جوریه که اگر بخوای تو مدت‌زمان خیلی محدودی انجامش بدی پدرِ پدرت رو درمیاره! این‌قدر سرمون شلوغ بود که نمی‌فهمیدیم کی صبح می‌شه کی شب!

× اسباب‌کشی فعلی انقد یه‌هویی بود که حتی فرصت نشد با خونه قبلی خدافظی کنم. آخه من فک می‌کنم اشیاء دور و برمون جون دارن، حس دارن. شما اینطور فکر نمی‌کنید؟

× صدام جوری گرفته که خروسک رو به عزای خودش نشونده! نمی‌دونم مشکل چیه! سرما هم نخوردم، فقط سرفه و گرفتگی صدا.

× اینایی رو دیدی که وقتی دارن با یه خانوم -مخصوصا خانوم جوون- صحبت می‌کنن، هی می‌گن حاج‌خانوم؟ اینا رو باید از بالاترین طبقه برج میلاد آویزون کرد شکنجه داد! در این حد یعنی‌ها!

× این مدت وقت نشده بیام بهتون سر بزنم، تنها تفریحم بازی Clash of Clans بود، ولی کم‌کم دارم تو خونه جدید جا میفتم و احتمالا تا اواخر هفته اوضاع به روال همیشگی برمی‌گرده. خونه جدید رو دوست دارم. دنج‌تر و دلبازتر و شیک‌تره، ولی خب خونه قبلی پر از خاطره بود، خاطراتی که خاطره شد و همیشه‌ی همیشه یک جایی گوشه قلبم حک می‌شه…

7 پاسخ به پراکنده از حال این روزها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

~x( x-( o^: o:-) i-) b-) [-( @-> @-) >>: >:p >:D< >:) =p~ =d> =; =)) <:-p ;;;) ;;) ;) :| :x :D :> :-ss :-s :-p :-o@ :-o :-j :-h :-b :-? :-> :-< :-/ :-& :-$ :- :* :)) :) :(( :( 8-} 8-> -0- (:| #:-s #-o

درباره من

سارایی هستم که قبلا تارا میرکا بود اما از یک جایی به بعد خواست با اسم واقعی‌ش بنویسه. اینجا از فکرهام و تجربه‌های شخصیم می‌نویسم که برام مهم هستن و بهم کمک می‌کنن آدم بهتری باشم تا شاید برای شما هم مفید باشه. روانشناسی خوندم که خب از این جهت که گاهی رو نوشته‌هام اثر می‌ذاره خواستم بدونین :دی. به خاطر یه مشکل جسمی از ویلچر استفاده می‌کنم اما زندگی عادی خودمو دارم، انگار نه انگار! اصولا برام مهم نیست چه محدودیتایی دارم باید به جایی که می‌خوام برسم و این یه دستوره!! اگر وبلاگ من رو تو وبلاگتون لینک کردین لطفا بهم بگین. بسی مچکرم :]

برای ارتباط با من میتونید از صفحه "تماس با من" استفاده کنید.

شبکه‌های اجتماعی

FacebookTwitterInstagramGoodreadsIMDB