آرشیو ماهانه: اردیبهشت ۱۳۹۲

یه وقتایی… یه شبایی…

 اگر دوست نداری یه خاطره، یه دعوا، یه مشکل، یا یه فرد رو به یاد بیاری، و به مرور، یه جایگاه خیلی محو و دور رو تو ذهنت بهش اختصاص بدی، تا می‌تونی واسه آدمای کمتری  تعریف کن! چون خودت بالاخره دیر یا زود  برات خیلی کمرنگ خواهد شد. خودت یادت می‌ره اما، اما دیگران، دیگران هرگز از یاد نخواهند برد…

هرچی آدمای بیشتری بدونن، گذر کردن از یه خاطره یا یه شخص، سخت‌تر خواهد بود.

تلویزیون می‌گفت دو تا نامزد احتمالی انتخابات هستن که توسط شبکه‌های بیگانه ترغیب می‌شن کاندید بشن و خدا می‌دونه این بار انگیزه انگلیس‌ها چیه!

هیس!

ما اصن نفهمیدیم که منظورشون هاشمی و خاتمی هست و دارن هنوز نیومده زیرآبشون رو می‌زنن! شما هم به روی خودتون نیارید. یک جورایی بیاین عادت کنیم به احمق فرض شدن. گویا این‌جوری به مذاق آقایان بیشتر خوش میایم!

هم کلی کار دارم هم حوصله کاری رو ندارم. به عبارتی اگر حوصله داشتم وقت واسه همه کارام داشتم اما چون حوصله ندارم وقت ندارم!

معرفی می‌کنم، دور باطل هستن ایشون!

درباره من

سارایی هستم که قبلا تارا میرکا بود اما از یک جایی به بعد خواست با اسم واقعی‌ش بنویسه.اینجا از فکرهام و تجربه‌های شخصیم می‌نویسم که برام مهم هستن و بهم کمک می‌کنن آدم بهتری باشم تا شاید برای شما هم مفید باشه. روانشناسی خوندم که خب از این جهت که گاهی رو نوشته‌هام اثر می‌ذاره خواستم بدونین :دی. به خاطر یه مشکل جسمی از ویلچر استفاده می‌کنم اما زندگی عادی خودمو دارم، انگار نه انگار! اصولا برام مهم نیست چه محدودیتایی دارم باید به جایی که می‌خوام برسم و این یه دستوره!!اگر وبلاگ من رو تو وبلاگتون لینک کردین لطفا بهم بگین. بسی مچکرم :]

برای ارتباط با من میتونید از صفحه "تماس با من" استفاده کنید.

شبکه‌های اجتماعی

FacebookTwitterInstagramGoodreadsIMDB