آرشیو ماهانه: بهمن ۱۳۹۱

کسی که بهشت را بر زمین نیافته است

آن را در آسمان نیز نخواهد یافت!

خانه خدا نزدیک ماست

و تنها اثاث آن عشق است

امیلی دکینسون

 

*کتاب آبی کوچک عشق – چیستا یثربی

 

پی‌نوشت: لحظات قشنگی تو ولنتاینتون واسه‌تون رقم بخوره… :)

موضوعی که بر خودم واجب می‌دونم بهش اشاره بنمایم، مربوط می‌شه به اپیدمی تبریک گفتن ولنتاین!

این اپیدمی بدین نحو می‌باشه که مردم با ولنتاین به مثابه‌ی نوروز یا کریسمس برخورد کرده و لازم می‌دونن به هرکس برمی‌خورن، اعم از دوست و فامیل و همکار و پسر همسایه ولنتاین رو تبریک بگن!

ولنتاین روز عشق هست. روزی که عشاق با همدیگه سپری‌ش می‌کنن و کنار هم خاطرات دونفره می‌سازن. پس به همدیگه sms تبریک ولنتاین نفرستیم لطفا! به کسی تبریک بگین که باهاش این لاو هستین. به همین سادگی!

یه سریال می‌بینیم به اسم Game of Thrones. تو قسمت اول، یکی از شخصیت‌های سریال، ایمپ، که یه کوتوله هست، به یکی دیگه از شخصیت‌ها، جان، که حروم‌زاده‌ست، حرف خیلی قشنگی زد. قبلش این توضیح رو بدم که سریال Game of Thrones یه سریال افسانه‌ای-تاریخی ه و حروم‌زاده بودن طبق خط داستانی، چیز خیلی بدی ه و مردم و حتی عوامل سلطنتی اونو مایه ننگ می‌دونن. ایمپ با کوتوله بودنش مشکلی نداره اما واسه جان، اشاره دیگران به حروم‌زاده بودنش دردناک ِ.

ایمپ: “بذار یه نصیحتی بهت بکنم حروم‌زاده. هیچ‌وقت چیزی که هستی رو فراموش نکن. چون بقیه دنیا فراموشش نمی‌کنن. مثل یه زره تنت کن. و این‌جوری هیچ‌وقت وسیله‌ای برای آزارت نمی‌شه.”

وقتی نقطه‌ضعف یا ویژگی‌ غیرقابل تغییری داری، یا تغییر دادنش از توان تو خارج ِ، که اشاره کردن دیگران بهش، باعث آزارت می‌شه، معنیش اینه که هنوز خودت رو نپذیرفتی! و اگر خودت، خودت رو نپذیری، چطور انتظار داری دیگران بپذیرنت؟ بقیه تورو همون‌جوری که هستی دوست نخواهند داشت، وقتی خودت، خودت رو همون‌جوری که هستی دوست نداری.

چیزی که آزارت می‌ده و در مورد خودت دوست نداری رو به عنوان یه بخش از خودت قبول کن! سعی کن چیزای بد قابل تغییر رو در مورد خودت عوض کنی. تلاش کن هر روز آدم بهتری باشی. اما چیزای غیرقابل تغییر رو تنها بپذیر و رها کن… سخت ِ اما شدنیه!

گاهی وقتا دلت می‌خواد یه اتفاق خاصی بیفته و بعد دچار توهم اتفاق افتادنش می‌شی…
گاهی هم یه اتفاقی افتاده که چون دلت نمی‌خواسته رخ بده، خودت رو توجیه می‌کنی که اتفاق نیفتاده…
می‌بینین؟
ریشه‌ی خیلی از مشکلات اینه که خواسته‌های دل رو واقعیت فرض می‌کنیم.
اگر آدم خودش رو عادت بده وسط حقیقت زندگی کنه دیگه آسیب نمی‌خوره و ذهنش پر از آرامش می‌شه.

به قول عباس معروفی، به همین سادگی ست، شاید هم ساده‌تر.

 

درباره من

سارایی هستم که قبلا تارا میرکا بود اما از یک جایی به بعد خواست با اسم واقعی‌ش بنویسه.اینجا از فکرهام و تجربه‌های شخصیم می‌نویسم که برام مهم هستن و بهم کمک می‌کنن آدم بهتری باشم تا شاید برای شما هم مفید باشه. روانشناسی خوندم که خب از این جهت که گاهی رو نوشته‌هام اثر می‌ذاره خواستم بدونین :دی. به خاطر یه مشکل جسمی از ویلچر استفاده می‌کنم اما زندگی عادی خودمو دارم، انگار نه انگار! اصولا برام مهم نیست چه محدودیتایی دارم باید به جایی که می‌خوام برسم و این یه دستوره!!اگر وبلاگ من رو تو وبلاگتون لینک کردین لطفا بهم بگین. بسی مچکرم :]

برای ارتباط با من میتونید از صفحه "تماس با من" استفاده کنید.

شبکه‌های اجتماعی

FacebookTwitterInstagramGoodreadsIMDB