× درست وقتی فکر می‌کنی همه چیز تحت کنترل ِ، سر به هوا، خوشحال و سوت‌زنان به راهت ادامه می‌دی، اتفاقی می‌افته که گیج‌وارانه می‌مونی که: اوووه! چی شد یه هو!

 

× همیشه آرزوم بوده برادری می‌داشتم که پشتم باشه، یه حمایت بامنطق، کسی که بتونم درباره‌ی مسائل زندگیم باهاش حرف بزنم، و اون حتی اگر حس کنه مثلا غیرتی شده، بتونه جلوی خودش رو بگیره و با غلبه بر احساسش، حتی وقتی به نظرش دارم کار اشتباهی انجام می‌دم، بی‌قید و شرط کنارم باشه و دوستم داشته باشه. به تصمیماتم احترام بذاره، در عین اینکه نظرش رو بهم می‌گه. درک کنه که من زندگی رو از دید اون نمی‌بینم و “نباید” الزاما مثل اون فکر کنم تا دوست‌داشتنی باشم. داشتن همچین داداشی شبیه رویاست، نه؟ البته هست‌ها، ولی خیلی خیلی کم. خب باورش واسه‌م سخت ِ که ببینم آرزوم برآورده شده. خوشحالم و احساس خوشبختی می‌کنم از داشتنش…

 

× تلاش یک‌جانبه، در هر ارتباطی، چه یه گروه، چه یه زوج، و چه یه ارتباط دوستانه با هم‌جنس یا غیرهم‌جنس‌، همیشه محکوم به شکست ِ  —>تجربه‌ی شخصی

 

× سلایق آدم در هر زمینه‌ای به مرور تغییر می‌کنه؛ من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم از آهنگ‌های محسن یگانه و چاووشی خوشم بیاد ولی…

 

× اگر کسی، کسی رو دوست داشته باشه، واقعا دوست داشته باشه و بودن باهاش واسه‌ش مهم باشه، و بخواد که کنار خودش داشته باشه‌تش، هیچ بهانه و حتی دلیلی سد راهش نمی‌شه. البته این تلاش وقتی معنا داره که بدونه یا حس کنه طرف مقابلش بهش تمایل داره، ولی افتاده مشکل‌ها…

 

× کسی که خیلی به فلان نقطه‌ضعف فلانی حساس ِ [البته در اینکه اون نقطه‌ضعف در اون فرد وجود داره یا نه، محل تردید است!!]، بهتر ِ بگرد ِ ببینه نمی‌تونه تو خودش پیدا کنه! به این مکانیسم دفاعی می‌گن فرافکنی یا پروژکتیو: نسبت دادن صفات خود به دیگران برای رها شدن از اضطراب.

 

×  کلا از سعید شهروز خیلی خوشم میاد. کاراش قوی هستن اکثرا و خیلی به دل من می‌شینه. اینم جدیدترین کارش: سعید شهروز / کاری نمی‌کنی [دانلود]

 

پی‌نوشت: پست قبل، یه نوشته‌ی نمادین ِ. اون چیزی که شما برداشت کردین نیست. ;)

16 پاسخ به پراکنده ۳

  • با تجربه شخصیت خیلی موافقم هیچ رقمه جواب نمیده

  • منم یه همچین داداشی دارم، اما ازش خیلی دورم، الان غصه خوردم، اینکه همچین داداشی دارم و به خاطر کارام تو دانشگاه خیلی کم حالش رو می پرسم :((

  • منو یاد دل تنگی برادرم انداختی . دلم براش تنگ شده اما روز به روز فاصله مون از هم بیشتر می شه ….
    یه نکته ی بسی اساسی : چرا من این همه با حرفات موافقم ؟ چرا حرفات این همه واقعیت و می گه ؟ : دی
    @->

  • * همیشه زمانی که فکرشو نمی کنیم سرمون میاد !
    * دارم ! سومین و آخرین برادرم که ۹ سال از من بزرگتره دقیقاً همین اوصاف رو داره … عاشقشم …
    * موافقم ! کاملاً موافقم …
    * همیشه در حال تغییریم … گاهی این تغییرات رو حس می کنیم … گاهی هم نه …
    * اوهوم … این “واقعاً” ، واقعاً مهمه البته …
    * این کلمه ی” فرافکنی” رو بچه که بودم خیلی دوست داشتم !!! بی اینکه بدونم معنیش چیه خیلی ازش استفاده می کردم ! کلاً واژه ی نوستالوژیکی هستش واسم !!! :D
    * یه زمانی خیلی گوش می دادم به ترانه هاش … ولی نمی دونم چرا دیگه دنبالش نیستم ! هر چند هنوزم دوست دارم ترانه هاشو …

  • منم دلم میخواست یه همچین داداشی داشته باشم.. یکی از داداشم خوبه ها تو این مسائل اما در کل من خودم خیلی راحت نیستم که راجع به خودم و احساسم واسه کسی چیزی بگم…
    موافقم با تلاش یک جانبه …
    منم قبلنا صدای سیاوش قمیشی رو که میشنیدم سر درد میگرفتم اما الان همچین با عشق گوش میدم که نگو و نپرس :دی
    مرسی برای آهنگای قشنگی که معرفی میکنی تارا جون دوست داشتنی…بوس

  • بغض کردم………….یعنی اول از همه برادرو خوندم….بازم برادر………..بازم برادر
    من داداش ندارم.همیشه در حسرتش بودم….فکر میکنم همیشه جای خالیشو تو زندگیم حس کنم
    بعدش اینکه کاملا موافقم که تلاش یه جانبه…………………..محکوم به شکسته
    راستی یه چیزی اون اوایل که بات آشنا شدم فکر میکردم یکی دوسال ازم بزرگتر باشی…..حس اونوقتام این بود که خیلی به کمک نیاز داشتم وتو کمکم میکردی
    کم کم خیلی چیزا عوض شد والان همه چیز به نظرم عادیه
    من با سختیای خاص زندگیم کنار میام وتو…….همچنین
    بر میگردم به اول..همیشه خدا رو واسه داشتن چنین برادری شکر کن.دلم میخواد حالشو بدونم
    من عاشق داریوشم
    سیاوش باشه واسه تو :*

  • داداش‌ها همه‌شون خوبن ، هر چی آتیشه زیر سر آبجی‌هاس :))

  • slm.man in dadashi ke u migid ro daram kheili ham 2sesh daram albate tazegia hame ehsasatamo behesh goftam on midone be joz khodesh kasi dige ra ham 2st daram.
    manam movafegham ke vaghti fekr mikoni hame chi khobe va khoshbakhti yeki hast ke hame chizo kharab kone va vasat kabos besaze.
    rasti avalin bare bahat ashna misham tara jon va az in ashnaie khoshhalam.
    mamnoon az hamaton.fadat ;)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

~x( x-( o^: o:-) i-) b-) [-( @-> @-) >>: >:p >:D< >:) =p~ =d> =; =)) <:-p ;;;) ;;) ;) :| :x :D :> :-ss :-s :-p :-o@ :-o :-j :-h :-b :-? :-> :-< :-/ :-& :-$ :- :* :)) :) :(( :( 8-} 8-> -0- (:| #:-s #-o

درباره من

سارایی هستم که قبلا تارا میرکا بود اما از یک جایی به بعد خواست با اسم واقعی‌ش بنویسه. اینجا از فکرهام و تجربه‌های شخصیم می‌نویسم که برام مهم هستن و بهم کمک می‌کنن آدم بهتری باشم تا شاید برای شما هم مفید باشه. روانشناسی خوندم که خب از این جهت که گاهی رو نوشته‌هام اثر می‌ذاره خواستم بدونین :دی. به خاطر یه مشکل جسمی از ویلچر استفاده می‌کنم اما زندگی عادی خودمو دارم، انگار نه انگار! اصولا برام مهم نیست چه محدودیتایی دارم باید به جایی که می‌خوام برسم و این یه دستوره!! اگر وبلاگ من رو تو وبلاگتون لینک کردین لطفا بهم بگین. بسی مچکرم :]

برای ارتباط با من میتونید از صفحه "تماس با من" استفاده کنید.

شبکه‌های اجتماعی

FacebookTwitterInstagramGoodreadsIMDB